خرید بک لینک

اینا همه زاییده ی توهم_

وگرنه حالاتی به نام_ سخت_

مهم_

و تغیر معنا

در واقع وجود نداره

برچسب: نویسنده: باربد رضایی تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 11:37

اینجا دیگه چیزی نوشته نمیشه

جز دو سه تا نوشته بقیه ش و دوست ندارم

شاید پنج تا

شاید تا هفت هشت ماه دیگه

شایدم تا یک سال ،یک سال و نیم دیگه

شایدم بیشتر ،شایدم کلا

شاید فرض محال یک ماه و نیم دیگه

چی میگم ی_ لیست عدد ردیف کردم

برچسب: نویسنده: باربد رضایی تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 5:30

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: باربد رضایی تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 5:30

وقتی اون دو تا جمله رو دیدم

فکر کردم چه قدر شبیه من ی - این و به عنوان ی ِ جمله مثبت نمی گم

البته تفاوت هایی هم داریم

من بعد خیلی نه مقدور نیست و

ی ِ متاسفم و

ی ِ یک ِ شب در ِ بسته

تو این نقطه از شباهت ام

بهر حال

فکر کردم چه قدر شبیه من ی - این و به عنوان ی ِ جمله مثبت نمی گم

برچسب: نویسنده: باربد رضایی تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 5:30

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: باربد رضایی تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 5:30

# فلان طور_ وضعیت

من-کاریش نمیشه کرد

: متاسفانه منفی هم هست

من-کاریش نمیشه کرد

تصادف کرده

من-کاریش نمیشه کرد

.. عشق نیست

من-کاریش نمیشه کرد

مرده

من-کاریش نمیشه کرد

٥٠ سال

من-کاریش نمیشه کرد

برچسب: نویسنده: باربد رضایی تاريخ: دوشنبه 26 تير 1396 ساعت: 5:24

میلاد میگه پس رفتی رو پلن_ بی

میگم آره

الان که دارم خیال پردازی میکنم رفتم رو پلن سی

حتا

لبنان ،بحرین

حتا

<بعد نوشته شده: خیال همیشه به بی نهایت و وقوع به صفر میل میکنه>

برچسب: نویسنده: باربد رضایی تاريخ: شنبه 24 تير 1396 ساعت: 9:05

یعنی اگه به من بگن پرابلم ِ دوست ِ صمیمی* م و سلوشن! ش رو پیدا کنم بعد بهم هم بگن محدودیت ها رو ریلکس کن اصلا فکر کن فاصله فوت می شه مثلا میره هوا من می گفتم اپتیمال سلوشن ،پریسا ش ِ ر ست اگه نخندین حتا می تونم بگم یعنی بهش از این حس ها دارم که اگه محدودیت ها رو در نظر نگیریم پتانسیلش و هر دو داری

برچسب: نویسنده: باربد رضایی تاريخ: شنبه 24 تير 1396 ساعت: 9:05

همون طور که گفتم ،ابراز م ضعیف_

وقتی این جمله رو میگم ،بیان م مثل اینکه مثلا دیکته م ضعیف_ ،فلان چی م ض عیف_

٤ و چهل بیست و چهارم

برچسب: نویسنده: باربد رضایی تاريخ: شنبه 24 تير 1396 ساعت: 9:05

میدونی تو خونه چی اذیت م میکنه ؟

اگه تا صد روز م نگم یک_ شب بریم شهرزاد* هیچ کی یک کلمه حرف نمیزنه

بگم میآن آ

-کلا هیچ اهمیتی نمیدن.-

*فیلم نیست

برچسب: نویسنده: باربد رضایی تاريخ: شنبه 24 تير 1396 ساعت: 9:05

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: باربد رضایی تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 2:35

هیچ کس براش مهم نبود

هیچ کس حتا به دروغ ابراز ناراحتی نکرد

هیچ کس درک نکرد

حتا خوشحال شدند

برچسب: نویسنده: باربد رضایی تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 2:35

. ی_ کفش_ زرد_ ورزشی پوشیده بود نه آروم بود نه جیغ ،زردش روسریش کامل جلو بود صورت_ کوچیک و تیره و اصلاح نکرده یاد_ آ هم مینداختم ی_ ساعت_ زرد_ نسبتا بزرگ هم روی ساق دست داشت با شلوار ورزشی طوسی ی_ کتاب در آورد اما تمام راه تا فردوسی پیاده شدن_ من خوابید/یا سعی کرد بخوابه .. لباساش روون و بی اضا

برچسب: نویسنده: باربد رضایی تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 2:35

خیلی مسخره/درد_ بی درمان :: که پنهان نکنم که پنهان نکنم ۹۶/۰۴/۰۶ abr Tehrani دستشویی دارم ۰ ۰ ۹۶/۰۴/۰۶ abr Tehrani نظرات هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

برچسب: نویسنده: باربد رضایی تاريخ: شنبه 17 تير 1396 ساعت: 17:24

شروع_ یک پست_ بی سر و ته نوشته 'من بهر حال بهم خوش میگذره' ،الان خوندم فکر میکنم به اینکه دقیقا چکار کنم -بهم- 'خوش' بگذره گاها میخوام بهبود بدم اوضاع رو و دقیقا حالم بد تر میشه چرا که برا بهبود سنجش_ وضعیت موجود و مطلوب میکنم و آنگاه احساس میکنم که کاری از م بر نمیآد -همه اینا فکر_ ؟ ،اکثریت ک

برچسب: نویسنده: باربد رضایی تاريخ: شنبه 17 تير 1396 ساعت: 17:24

تو حال زندگی کنم -حالا هر چقدر هم که پوچ_-

هر چی خواستم بخورم بپوشم -خیلی خنده داره این صفت_ مبهم_ هر-

و تمام_ هر های دیگه اصلا

هر اتفاق_ ریز و درشتی هم که افتاد اندازه ی اپسیلون هم ککم نگزه

-توجه کن نه که بخوای ککت نگزه واقعا نگزه-

اینا رو کنم بهم خوش میگذره ؟

برچسب: نویسنده: باربد رضایی تاريخ: شنبه 17 تير 1396 ساعت: 17:24

یکم قبل -و خیلی طولانی و دیر- فکر میکردم نمیخوام بگم که قاف بود که با من کات کرد نه من فکر میکردم این جمله بیان اینکه مشکل از من بوده -فکر کنم احتمال زیاد- اما الان فکر میکنم این طور نبوده در واقع فکر میکنم مشکل_ عمیق و اصلی_ از من نبوده هر چند مشکل_ مهم_ من مهم بودن و -ابراز_- مهم بودن بوده ،بهر ح

برچسب: نویسنده: باربد رضایی تاريخ: شنبه 17 تير 1396 ساعت: 17:24

من خودم هم به نظرم آدم ِ در گیری نسبت به مقوله ی خدا و دین نبودم اما اینکه می بینم میلاد به نظرم بدون هیچ درگیری تو این مقوله ست برام عجیب ِ یک حالت بی اعتقادی به چیزهایی که نا معقول؟ ِ داره -صحبت نکردیم هیچ وقت- همه هم سن ها ش این طوری اند ؟ مساله م طرز فکرش نیست منظورم روان و بی گره بودنش ِ

برچسب: نویسنده: باربد رضایی تاريخ: شنبه 17 تير 1396 ساعت: 17:24


و این اشتباه ِ 'محض ِ'

ترجیح میدادم به مخدر معتاد؟ بودم


این طوری نمی مونه من نمیذارم هیچ اشتباهی صورت بگیره

برچسب: نویسنده: باربد رضایی تاريخ: شنبه 17 تير 1396 ساعت: 17:24

صفحه بندی